پاییز، قشنگت‌ترین روزهای آفتابی ممکن را دارد. آفتابی که آسمانِ تا پیش از این ابری‌اش را آبیِ آبی می‌کند. آفتابی که نمی‌سوزاند، چشم را نمی‌زند، ولی آنقدری جان دارد که وقتی نورش میافتد روی برگ‌‌های زرد و نارنجی درخت‌ها، همه‌شان مثل تکه‌های طلا بدرخشند. روز پاییزی آفتابی مثل خنده‌ی بعد از گریه‌های طولانی، شیرین و خواستنی است. و درست همانطور که نمی‌شود آن خنده را به بند کشید، زیبایی‌ این هوا توی هیچ عکس و نوشته‌ای ثبت نمی‌شود. چه تلاش بیهوده‌ای دارم. به جاش بروم چشم‌هام را از روشنی سیراب کنم.